سفارش تبلیغ
صبا ویژن

کیمیای ناب


دختر

... خوشحال است زیرا که خداوند نذرش را پذیرفته
نذر کرده بود بود، نذر کرده بود پسرش خادم حرم باشد؛ پس سنگینی حملش را که احساس می کند، حس می کند که محبوبش نذرش را پذیرفته
... انّی نذرت لک ما فی بطنی ...
آنچه در شکم خود دارم نذر تو کردم...
پس از من بپذیر
آنگاه که فرزندش را بدنیا آورد 
وقتی که دید فرزندش دختر است؛ دلشوره می گیرد و ناراحت می شود و البته نگران.
گفت: ... ربّ انی وضعتها انثی ...
خدای من اینکه دختر است؛ من پسر می خواستم
نکند نذر من را نپیذرقته ای. خدا تو خود بهتر می دانی به آنچه زاییده ام اما پسر مثل دختر نیست.
... انّی سمّیتها مریم ...
نامش را مریم می گذارم ...
اما اینها همه این روی سکه است . آنروی سکه خبرهای دیگری است.
از کجا می دانی که نذرت پذیرفته نشده؟ اتفاقا پذیرفته! خوب هم پذیرفته .
فتقبّلها ربّها بقبول حسن......
... خداوند نذرش را پذیرفت ... بقبول حسن ... به بهترین وجه.
آری به بهترین وجه!
حنه! تو از خداوند پسری خواستی که خادم باشد، اما او به تو پسری داد تا بیاد و امتی را پیامبری کند.
.
.
.
... و محمد را گفتند که ابتر است، پسری ندارد


و خداوند به او دختر داد.

... انا اعطیناک الکوثر ...
ما به تو فاطمه دادیم.
می توانست پسر بدهد اما دختر داد
در هر دو مورد
اما پسر نداد
دختر داد
چون خداوند دختر را بهتر از پسر می داند.

* روز دختر مبارک بر همه دختران ایران مخصوصا پارسی بلاگی ها.

* همیشه دوست داشتم دختر داشته باشم حتی حالا که پسر دارم .